X
تبلیغات
درد عشق

معنای عشق

دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 22:18
 

 

سلام دوستان گلم من این وبلاگا ساختم تا داخلش درد دلای خودم بزارم و از یک عشق زیبا سخن بگویم

و کمی هم دوستانی را که عاشق هستند را با حرفام بتونم کمکشون کنم

بچه ها بنظر من زیباترین حس تو زندگی  عشق  است

چون عشقا تجربه کردم 

زیباترین و قشنگترین و دل پذیرترین چیز تو زندگی یه انسان عشق است.

عشق دارای هم خیلی شیرینه و هم خیلی غمناک

دو تا حس متقابل در کنار همه تا تجربش نکنی نمیتونید حس کنید چی میگم

 تمامی داستانهای این وبلاگ واقعی و سرنوشت خودم است

تقدیم به تنها عشق زندگیم میکنم  این وبلاگا ک هیچ وقت نفهمید چقدر دوسش دارم

حس تنهایی

سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 18:24
حس رنگ زردچراغ راهنمایی رانندگی رودارم که هیشکی بهش توجه

نمیکنه....

 

دلتنگی های جدایی

سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 18:23
دلتنگی های جدایی  ۱

وایی امروز بدجور دل تنگشم هر جور شده دارم خودما سر گرم میکنم تا

 

اسمشا توذهنم پاک کنم اما بازم نمیشه هر لحظه منتظر یه اس یا زنگ ازش هسم

 

دعا کنید اونم دلتنگم یشه وخودش پا پیش بگذاره

 

دیگه طاقت ندارم (دوشنبه ۲۸/۸/۹۲ ساعت ۶ عصر)

آرزو

جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 21:5
 

پسر بزرگترین آرزوت چیه ؟؟؟

دختر که عشقما زیر بارون بغل کنم ! توچی؟؟

پسر اینکه اون من باشم ....

شب عاشورا

جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 16:16

 

شب عاشورا بود بهم زنگید گفت میای بریم غذاهارابدیم خالم منم از خدا خواسته چون حوصلم رفته بوذ قبول کرداماهمین ک سوار ماشین شدم داییم جلوی ما را گرفت و میخاست اورا بزند اما اودر ماشن راقفل کرذ و فرار کرد . انم با موتور سز عقب ما کرد اما اخری تو 1 ز دسته های محل تونست دوباره جلو ما را بگیرد اما مردم فکر کردن تصادف کرده ایم جلوشا گرفتن و ما به راحتی فرار کردیم

اما داییم همش داره منا تهدید میکند دیگه خسته شدم از زندگی من عشقما میخام

از دایی بدم میاد چون عشقما از گرفت چون بعد اون ماجرا ئیگه تموم کردیم

ای خدااااااااادوستشششششششششششششششش دارم

خودت کمکم کن خدیا نظرش برگرده  و واسه ازداج بشه تا بدون درد سر با هم باشیم

من با هیچ کس غیر اون تو زدگیم خوشبخت نمیشم چون خیلی خیلی عاشقشم

دلم خیلی گرفته یاد خاطرات خوبش ب دجور داره عذابم میده شب

نوشته  شده در 24/ابان/92 جمعه ساعت 5 عصر مصادف با روز یازدم محرم

شب جدایی

جمعه دهم آبان 1392ساعت 23:3

 

خدایا بیزارم از زندگی و  بیزارم چرا یکی این قدر باید مغرور یاشد چرا وقتی یکیا را دوس داری باید ازدستش بدی خدایا این همه سختی بهای چیستوندی خدن براش کوچک شم هر چی شدم دیگه بسمه به ولله بسمه ا

خدایای من بی نهایت دوسش دارم ببشتر از جون خدایا قبول کتد یه دفه دیگه بینیمش تا هدیه تولدشا بدم بعدشم واسه همیسه از زندگیش میرم بیرون به خدا

میرم به جون خودش میرم فقط یه بار دیگه ببینمش قید همه چیزا میزنم دوس داشتنشا خواستنشا دیگه نمیخام  بیشتر از این کوچیک شم بقرا لباساشا اتیش میزنم اما فراموشش میکنم همه چیا فراموش میکنم دیگه نمیخام هوس باشم دیگه نمیخام سرکوفت گذشتما بخورم دیگه نمیخام ابا

ومیرم سر اولین بار آشناییم یک روز صبح زود تئایستگاه وایساده بودم تابرم کلاس دانشگاه ناگهان پسری بایک زانتیا جلو پام ترمز کرد گفت خانوم محترم برسنمتون امامن بهش محل نذاشتم اما تونگاهش نمیدونم چی بود که منا بدجور جذب و شیفته ی خودش کرد شماره انداخت ورفت منم شماره را برداشتم و زنگش زدم ودیگه باهم دوس شدیم اوایلشا اصل دوستش نداشتم و نمیخاستمش

تا اینکه یک روزدید من از ماشین یه پسر غریبه پیاده شدم اولش برا م

مهم نبود اما زمانی که ازم خواست جداشه فهمیدم چفدر میخامش الان ک این آهنگ معین را گوش میدم به یاد اولین بار آشناییم  میافتم

که گفت هر شب به یاد من قبل از خواب گوش میداده واولین بوسه را رو این آهنگ داشتیم

5شنبه *9/8/92

ساعت 8 شب مصادف با جدایی همیشه ازششششششششششش

تو را دوست دارم

دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 22:26
 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد همآواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم...

                                                       "قیصر امین پور"

دلتنگی

دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 22:24
 

منــــــــــ زانوهایم را یه اغوش کشیده بودمــــــــــــ

وقتیـــــــــ

تو برای اغوش دیگریــــــــــ

زانو زده بودیــــــــــ

من یه دخترم

جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 13:11

اگه خودمو لوس نکنم ، اگه باهات قهر نکنم و ناز نکنم
 

اگه وقتی چشات میچرخه از حسودی دیونه نشم

 

اگه از نظر دادنات خوشحال نشم

 

اگه به خاطر تو به خودم نرسم

 

اگه سر به سرت نذارم ، اگه برات گریه نکنم

 

اگه وقتی پاستیل و آلوچه میبینم پیرهنتو نکشم

 

اگه لب و لوچه آویزون نکنم تا بغلم کنی

 

اگه بهت نگم آقامون
 

اگه برات بچهگونه حرف نزنم ومظلوم بازی درنیارم

 

اگه از سرو کولت نرم بالا ، اگه برات عشوه نیام

 

اگه گوشتو نپیچونم و نگم تو فقط مال منی

 

اگه لج بازی نکنم

 

اگه نگم هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت

 

اگه ...

 

اون موقع که تو دیگه دیوونم و عاشقم نمیشی!
 

تو عاشق اینی که من یه خانم کامل باشم!خانم تو!
 

اما...!!!
 

تو پسری!
 

اگه برام غیرتی نشی ، اگه روم حساس نباشی
 

اگه ته ریش نداشته باشی ، اگه باهام مهربون نباشی
 

اگه بهم اخمای کوچولو نکنی
 

اگه وقتی روسریم رفت عقب نگی اونو بکش جلو
 

اگه دستمو محکم نگیری
 

 
اگه سر به سرم نذاری ، اگه قربون صدقم نری
 

 
اگه نگرانم نشی ، اگه بهم نگی عروسک من
 

اگه نگی من مهمم که میگم خوبی
 

اگه...
 

 
اونوقت منم دیوونه و عاشق تو نمیشم تا اونکارارو برات بکنم!
 

من تورو مرد میخوام!
 

مرد من!
 

 
پس بیا و مرد باش!
 

ابرو برندار! دماغتو عمل نکن! لوس حرف نزن!
 

 
من و تو همون آدم و حواییم!بیا جاهامونو عوض نکنیم!
 

من لطافت نگه میدارم تو صلابت
 

تو نگاهتو نگه دار منم نجابتمو
 

بیا سعی کنیم بهترین هم باشیم!
 

من بهترین دختر واسه تو!
 

تو بهترین پسر واسه من!
 

میدونم شاید نشه حداقل سعی که میشه کرد!
 

قبول؟؟؟ 

تصاویر عاشقانه ....

چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 13:45

 

 

 

 

 

 

 

 

 


eshgh-90

یه عاشق

eshgh-90

http://eshgh-90.blogfa.com

درد عشق

درد عشق

درد عشق

<-BlogAbout-> هیچ وقت به عشقت دروغ نگو

درد عشق

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog