X
تبلیغات
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

عشـــــــــــــــــــق

عشـــــــــــــــــــق

عشـــــــــــــــــــق

دوستت دارم

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار اسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای

اما بدان دوستت دارم

از پشت این همه فاصله

از پشت این همه حرف

دوستت دارم




+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392 ساعت 14:58 توسط tahmine |


بوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه...............


من دیوانه آن لحظه ای هستم

که تو دلتنگ شوی

و محکم در اغوشم بگیری

و شیطنت وار ببوسیم

و من نگذارم!

و تو اسرار کنی

عشق من ..

بوسه با لجبازی

بیشتر میچسبد!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ساعت 0:9 توسط tahmine |


  خدایا!!!!!!

یا خیلی برگدون عقب

باخیلی بزن جلو

اینجای زندگی دلم خیلی گرفته!!!



ای کــاش یا بـــــــــــودی ،


یـــــا از اول نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی

و کنــــارم نیســــتی ...

" دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد "

بفــــــهم بی انصــــــاف . . . !


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ساعت 20:53 توسط tahmine |


قدمهای تنها زیر هوای دونفره...............




+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ساعت 12:43 توسط tahmine |


گفتگو با خدا

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

خدا لبخند زد

وقت من ابدی است .

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

خدا پاسخ داد ...

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

زمان حال فراموش شان می شود .

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

بعد پرسیدم ...

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

اما می توان محبوب دیگران شد .

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

همیشه

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1391 ساعت 12:47 توسط tahmine |



ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور, زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.

اهداف و آرزوهایت را با توجه به آن چه که دیگران با اهمیت تصور می کنند, تعیین

نکن, زیرا فقط تو می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.

با زندگی کردن در گذشته یا اینده زیستن در زمان حال را از دست نده. حتی اگر یک

 روز در زمان حال زندگی کنی,همه روزهای عمرت را زیسته ای.

هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری , هرگز ناامید نشو.

هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری از

 مواجه شدن با خطرات نترس, زیرابدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید

شجاع باشی.

با گفتن این که: یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.

سریعترین راه دریافت عشق , بخشیدن آن به دیگران است.

سریعترین راه از دست دادن آن محکم نگاه داشتن آن است.

رویا های خود را رها نکن. بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی این که

 هیچ هدفی نداری.

زندگی یک مسابقه نیست , بلکه سفری است که هر قدم از آن را بای لمس کرد و چشید.

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1391 ساعت 16:57 توسط tahmine |


 آغوش..............


های مرا كه بگیری خواهی دید به هیچ آغوشی ختم نمی شود این همه آغوش

كه نمی دانم گرمای ساختگی شان را از چه گرفته اند كه حقیقی نبودنشان زود بر ملا می شود

پشت تمام این نقاب ها را هم بگردی ، مرا نخواهی یافت 

من هنوز قصد شكافتن این پیله را ندارم ، تا پروانه شدن زیاد راه مانده است

توی زمین ما ، هیچ كپی ای برابر اصل نیست ...

همه از اصل كه جدا می شوند راه جاده خاكی را در پیش می گیرند !







+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ساعت 12:2 توسط tahmine |